لقب «معصومه» را امام رضا(ع) به خواهر خود عطا فرمود:

آن حضرت در روايتى فرمود:

(مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى.)

(هركس معصومه را در قم زيارت كند،مانند كسى است كه مرا زيارت كرده است).

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 6:55 | نویسنده : محمد |
ده بالا چه صفایی دارد.

مردمانش همه از جنس بلور،

قلب هاشان پیدا،

حرف اگر از عشق باشد،

عشق هاشان پیدا،

با وفا آکنده و به مهر آلوده،

آسمانش آبی و شبش مهتابی،

روزها پر شده از روشنایی،پاکی،

چشمه هایش جوشان،

کودکانش خندان،

گاوهاشان پرشیر و سبدهاشان پر نان،

کوه هایش پربرف،

ابرها پر باران،

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه پنجم شهریور 1393 | 8:32 | نویسنده : محمد |
وقتی پاسخ ما به سوال کودک، جامع و مانع نباشد؛ منجر به سوالات مکرر و مشابه کودک می‌شود؛ برای مثال، اگر در جواب این سوال، که «گربه» چه شکلی است؟ بگوییم «یک حیوان پشمالوی چهار دست و پا»، کودک، هر حیوان چهار دست و پای پشمالو را «گربه» تصور می‌کند و می‌پرسد: این گربه است؟ اما اگر تعریف‌مان جامع و مانع باشد؛ یعنی ویژگی‌های گربه را شامل شود و مانع از تداخل با موارد مشابه باشد؛ از سوالات تکراری و اضافه‌ی کودک، جلوگیری می‌شود. علاوه بر این، اگر برای پاسخ سوالات انتزاعی کودک، مثل «خدا کیست؟» پاسخ درستی ندهیم؛ یا پاسخ ما، متناسب با سن کودک نباشد؛ بر اثر پاسخ ناقص ما، درک مسئله برای کودک مشکل می‌شود.

هرگاه مفهوم و موضوعی در ذهن کودک، ناقص باشد؛ منجر به سوالات مکرر او می‌شود. گاهی هم پیش می‌آید که ما پاسخ مناسب و جامع و مانع به کودک داده‌ایم؛ اما باز هم کودک، به طور مکرر، سوال می‌کند؛ این رفتار کودک، نشان‌دهنده‌ی توجه‌طلبی اوست که آن هم، راه حل خودش را دارد. ما باید در مواقع لازم، توجه مناسب و کافی به کودک داشته باشیم. پاسخ، باید صحیح و متناسب با سن کودک باشد؛ مطلب را به طور عینی و با کمک تصویر، به او نشان دهیم و در آخر، از خود او بخواهیم که هرچه متوجه شده است را توضیح دهد؛ خیلی وقت‌ها اگر خود کودک، مطلب را توضیح دهد؛ سوالاتش کم یا قطع می‌شود.



تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 5:54 | نویسنده : محمد |
 

یک راه حل برای مواقعی که پاسخ سوال کودک را نمی‌دانیم؛ یا نمی‌دانیم چه طور به او توضیح دهیم؛ این است که اول، از خودش بپرسیم؛ یعنی وقتی کودک پرسید؛ من چه گونه به وجود آمده‌ام؟ یا کارکرد فلان وسیله، به چه صورت است؟ از او بپرسیم؛ تو چه فکر می‌کنی؟ اگر پاسخ او، متناسب با سنش، خوب بود؛ بگوییم؛ آفرین، همین درست است.

پاسخ ما و کلمات و جملاتی که استفاده می‌کنیم؛ باید متناسب با رشد شناختی و رشد کودک باشد تا بتواند کمک کننده باشد. دادن توضیح اضافی و حاشیه‌پردازی، کمکی در فهم مطلب، به کودک نمی‌کند؛ بنابراین ما باید ابتدا، سطح رشد شناختی کودک‌مان را بدانیم؛ سپس می‌توانیم سوال را به خودش برگردانیم و بپرسیم؛ تو چگونه فکر می‌کنی؟ به این دلیل که کودک، حتما در ذهنش، راجع به موضوع مورد سوال، پیش زمینه و ذهنیتی دارد؛ اگر هیچ تفکری در مورد آن موضوع، نداشته باشد؛ اصلا سوال برایش پیش نمی‌آید.

وقتی پاسخ سوالی را نمی‌دانیم؛ باید بگوییم؛ فعلا جواب را نمی‌دانم ولی به دنبال یافتن پاسخش می‌روم. می‌توانیم با مشارکت کودک، به دنبال پاسخ در کتاب، مجله یا اینترنت بگردیم؛ یا کتاب، بروشور و منبع و متن مورد نظر را به کودک بدهیم و از او بخواهیم آن را مطالعه کند و بعد با هم راجع به آن صحبت کنیم. این راه، نحوه‌ی پاسخ‌یابی و تحقیق برای یافتن پاسخ سوال‌ها را به کودک یاد می‌دهد. علاوه بر این، موجب پرورش خلاقیت و تفکر نقاد کودک و بالا رفتن مهارت و دانش وی می‌شود؛ ضمن این‌که کودک با روند پیدایش سوال، تحقیق، تحلیل و ارزیابی کردن پاسخ‌های موجود برای سوال مورد نظرش، آَشنا می‌شود.

گاهی اوقات، با وجود این‌که  پاسخ سوال را می‌دانیم؛ نباید پاسخ آماده به کودک بدهیم. دادن پاسخ‌های آماده به کودک، جلوی خلاقیت او را می‌گیرد. برای رشد خلاقیت، کودک باید در شرایط مشکل و شَک قرار بگیرد؛ بنابراین بهتر است بعضی وقت‌ها، به او بگوییم: من هم نمی‌دانم، توچه فکر می‌کنی؟ به نظر تو چه گونه است؟ این مطلب یا کتاب را بخوان؛ بعد با هم درباره‌ی آن بحث می‌کنیم.



تاريخ : شنبه یکم شهریور 1393 | 5:53 | نویسنده : محمد |



تاريخ : پنجشنبه سی ام مرداد 1393 | 18:32 | نویسنده : محمد |
دهکده

دهکده

دهکده

دهکده



تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 22:34 | نویسنده : محمد |
تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393 | 22:28 | نویسنده : محمد |
 

گفتم كه در چه شوری كز وهم خلق دوری
تو نور نور نوری یا آفتاب تابان
گفتا دلم تنگ شد تن نیز هم سبك شد
تا پاگشاده گشتم از چارمیخ اركان
گفتم كه ای امیرم شادت كنار گیرم
بسیار لابه كردم گفتا كه نیست امكان
گفتم بیا وفا كن وین ناز را رها كن
شاخی شكر سخا كن چه كم شود از آن كان
گفتا كه من فنایم اندر كنار نایم
نقشی همی‌نمایم از بهر درد و درمان
گفتم تو را نباید خود دفع كم نیاید
پنجه بهانه زاید از طبعت ای سخندان
گفتا ز سر یك تو باور كجا كنی تو
طفلی و درست ابجد برگیر لوح و می‌خوان
گفتم همین سیاست می‌كن حلال بادت
صد گونه دفع می‌ده می‌كش مرا به هجران
زود از زبان دیگر صد پاسخ چو شكر
برخواند بر من از بر گشتم خراب و سكران
بسیار اشك راندم تا دیر مست ماندم
تا كه برون شد آن شه چون جان ز نقش انسان
داغی بماند حاصل زان صحبت اندر این دل
داغی كه از لذیذی ارزد هزار احسان
فرمود مشكلاتی در وی عجب عظاتی
خامش در زبان‌ها آن می نیاید آسان
مولوی


تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم مرداد 1393 | 23:26 | نویسنده : محمد |
 



تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 23:50 | نویسنده : محمد |
 

فرزندانتان ترسو و کم اعتماد به نفس نمیشوند اگر...

زندگي بدون داشتن اعتمادبه‌نفس تقريبا غيرممکن است. اگر تمام توانايي‌هاي لازم براي شروع کاري را در اختيار داشته باشيد اما نتوانيد به خودتان اعتماد کنيد، بازده کمي خواهيد داشت. براي اينکه فرزندانتان به بزرگسالاني با اعتمادبه‌نفس پايين تبديل نشوند و ترسو بار نيايند، از همين حالا بايد به فکر باشيد.

کنترل نامحسوس

جرات به خرج دهيد و فرزندتان را درگير تجربه?هاي و ريسک‌هاي جديد کنيد. بگذاريد فرزندتان از همان سن پايين بعضي از کارهاي به‌ظاهر دشوار را خودش انجام دهد و اگر اشتباهي نيز مرتکب شد راهنمايي‌اش کنيد. براي مثال اگر فرزند کوچکتان خواست يک بطري شيشه‌اي را خودش به تنهايي جابجا کند و با اين کار مي‌خواهد به شما کمک کند اصلا مانع او نشويد. فرض را بر اين مي‌گيريم که محتويات داخل بطري به زمين ريخت. به جاي سرزنش کردن، همراه با فرزندتان آثار لکه و کثيفي را پاک کنيد و باز هم به او فرصت امتحان کردن مجدد را بدهيد. با اين کار فرزندتان را از سنين پايين در مقابل اشتباه و شکست قوي بار آورده‌ايد.

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393 | 23:49 | نویسنده : محمد |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.